امروز به نظرم روز خوبيه براي نوشتن دوباره، ميدوني؟ خيلي سخته بعد از مدتها، قول دادنا و نيومدنا و بدقوليا شروع کرد! اما بالاخره بايد از يه جايي شروع كرد. شروع ميكنم
روز ششم از سال جديده پارسال راضي كننده بود! اون عذاب پيرارسال رو نداشت! ان شاء ا... امسال بهتر از پارسال. عيدتون مبارك فرق كرده عوض شده واقعا. واقعا تغيير رو حس ميكنم،روزهای خدا رو میگم. طبق معمول سالهاي گذشته و رسم اين ايام خونه ي اينو اونو فك و فاميل رفتيم، "اي دي اس ال" يكي از موضوعات سال جديد بود كه هر جا رفتيم صحبتش شد! فكر كنم تحولي در دنياي اينترنت و يوزرهاي ايرانيش در سال جديد به وقوع افتاده! كه جاي بسي خوشحاليست! بد نيست ماجرايي رو تعريف كنم كه بار معنايي پست بالا بره! يكي به نقل از ديگري داستانی، قصه ای از دوران بسيار قديم كه صحت واقع شدنش رو خودم به شخصه نميدونم گفت اما چون بسيار تامل برانگيز و از اونجايي كه طبق سنت بلوتوس كه نميگزاره از هر چيزي، اتفاقي سطحي گذشت اينجا مطرحش ميكنم؛ البته ناگفته نماند كه ديروز فهميدم موضوع به جنجال اين روزها بي ربط نبوده و اين روايت بيخود به سمعم!!! نرسيده!(حرفاي قلبه ميزنم! نه؟) ماجرا از اين قراره كه خوشنويسي بنام، در زمانهاي قديم زندگي ميكرد؛ روزي تصميم جديدي ميگيره تصميم از اين قرار بود كه كتاب تورات رو با خط خوشش رونويسي كنه كه اين هنر در خدمت دين و آيندگان قرار بگيره! البته مسائل مالي هم بي تاثير نبود، خلاصه شروع ميكنه به نوشتن هر جا هم جمله اي، كلمه اي مانع زيبايي اثر ميشد حذف ميكرد و در آخر كتاب بسيار زيبايي نوشته شد! خوشنويس اين اثر رو به كنيسه(کليساي ترسايان يا جهودان) ميبره و به كشيش كنيسه ارائه ميكنه و با استقبال كشيش يهودي مواجه ميشه و صدها سكه طلا پاداش ميگيره؛ خوشنويس به سراغ انجيل ميره و رونوشتي به همان سبك و با تغيير جملات و صد بار زيباتر تهيه مي كنه و به سمت كليسا و ارائه كردن به كشيش همانا و استقبالي به مراتب بيشتر و سكه هاي طلاي بيشتر همان. خلاصه خوشنويس با تشويقهايي كه شده بود به سمت قرآن ميرود و با همان سبك دخل و تصرف در جهت زيبايي اثر حركت كرد و نسخه ي خوش خطي از اثر خلق شد و طبق معمول براي خوش خدمتي به سوي مسجد شد! اما روحاني مسجد يا بهتره بگم روحانيان مساجد هيچكدام يك پول سياه هم براي همچين اثري ندادند! براستي چرا؟
امسال منتظر يه خبر خيلي خوبم كه بزودي ميشنوم. سلام.
|