<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بلوتوســـــ</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/</link>
<description>...من الاغي ديدم، ينجه را مي فهميد. در چراگاه &quot;نصيحت&quot; گاوي ديدم سير...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 06 Nov 2009 08:25:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>پست موقت</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/post-183.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageNews/880811/6_880811_L600.jpg&quot; style=&quot;width: 429px; height: 300px;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;خاک عالم!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;عبدالله عبدالله هم فهمید اما .......................&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خاک عالم!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 08:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bluetooth&amp;postid=183</comments>
<dc:creator>bluetooth</dc:creator>
<guid>http://bluetooth.blogfa.com/post-183.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دردناک‌ترین دردها (درد بی درمون)</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/post-182.aspx</link>
<description>
پیـ امـ: &lt;strike&gt;برجسته ترین شعار های سبز در روز ۱۳ آبان : &quot;نه شرقی، نه غربی، دولت سبز ملی&quot; - &quot;اوباما اوباما، یا با اونا، یا با ما&quot; - &quot;شیخ مهدی با غیرت ، حامی سبز ملت&quot; برای همه بفرستید... رسانه شمایید&lt;/strike&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یعنی آدم چقدر باید احمق باشه که اینو رواج بده!&lt;br /&gt;آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;br /&gt;امان ازین وطن فروشی!&lt;br /&gt;آخه احمق؟ قبل سند تو آل! اون مغز مبارک رو تکون بده که چرا شدی حافظ منافع آمریکا اونم توی یه روز ضد آمریکایی؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخ حالی میکردم که قانون کاپیتولاسیون بود، زده بودن مادر یا پدر با خواهر یا برادرت رو کشته بودن!  اونوقت زار میزدی، ای جان؟ زار بزن، ضجه بزن، الهی. پرزیدنت ولایات متحده‌ی آمریکا میگه جوووووووووون بیا بغلم چی شده؟ ای جان؟ مستر مست زده فامیلتو کشته؟ ای جان؟ بیا بیا! بیا اینو بخور کوچولو خوب میشی!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عجب درد داره آخ چه دردی!!!!!&lt;br /&gt;یا اونقدر کوچولو موچولویی که نمیتونی بفهمی، یا بذار من معرفیت کنم: خائن به ایران، وطن فروش! کاش حداقل چیزی بهت میرسید که خودتو میفروشی بیارزه! اون بالا بالایی ها دارن میبرند و میخورند، تو ی بدبختم اوه اوه چه حالی میکنی! جــــــــــــــــــان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زیرنویس: حال میکنم رک باشم! این درد منو آزار نمیده، فقط گفتم که ببینم بقیه رو آزار میده؟! روی صحبتم با همه‌ی شماست، شخص خاصی مد نظرم نبوده.&lt;br /&gt;زیرنویس بی ربط:&lt;br /&gt;چند روز پیش داشتم فکر میکردم که یک سبز واقعی چگونه رفتار میکنه!&lt;br /&gt;یه سبز واقعی آزارش به مردم نمیرسه!&lt;br /&gt;یه سبز واقعی آلودگی هوا ایجاد نمیکنه!&lt;br /&gt;به همنوع خودش کمک میکنه!&lt;br /&gt;دمت گرم شیطون دمت گرم! بابا تو دیگه کی هستی!!!........&lt;br /&gt;زیرنویس شاید کمی مرتبط: دوست دارم &lt;a title=&quot;چرا؟ چرا من نمیتونم مثه شما باشم؟&quot; target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://bluetooth.blogfa.com/post-168.aspx&quot;&gt;پست چرا؟&lt;/a&gt; آینه‌ی دق یه عده باشه!
</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 06:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bluetooth&amp;postid=182</comments>
<dc:creator>bluetooth</dc:creator>
<guid>http://bluetooth.blogfa.com/post-182.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گریپ فروت - مهر ماه ۸۸</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/post-181.aspx</link>
<description>
اخیرا روایتی شنیدم&lt;br /&gt;شیطان به موسی گفت: بگو لا اله الا الله&lt;br /&gt;موسی گفت: نمیگم.&lt;br /&gt;شیطان گفت: اینکه خوب است، خدا یکیست، کافر نشو&lt;br /&gt;موسی گفت: اگر تو از من بخواهی نمیگم حتی اگر لا اله الا الله باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سیندرلای من دیدی؟&lt;br /&gt;دیدی چطور ماه از پشت ابر بیرون میاد؟&lt;br /&gt;برام پی‌ام اومده بود ۷ و ۱۴ و ۲۱مهر به مناسبت تولد آقایان موسوی و خاتمی و کروبی بادکنک هوا کنیم!!!(از طرف ۱ سبز پر رنگ)&lt;br /&gt;سیندرلای من دروغ گوی بزرگ کی بود؟ میر حسین موسوی متولد اسفند ۱۳۲۰!&lt;br /&gt;آره اونا راست میگن! فردا هم به مناسبت اولین باد شکمی که به روایتی ۸مهر از موسوی بیرون اومده بادکنک باد میکنند!!!!!!!!&lt;br /&gt;سیندرلای من؟ به ماهی که ازش گفته بودم توجه کن! آهان همونه میدونم که داری میبینیش!&lt;br /&gt;بیا با هم، منم با تو، همصدا میشیمو میگیم:&lt;br /&gt;طالب سبزم نه آن سبز ریا&lt;br /&gt;سبز هم بازیچه شد مهدی بیا، مهدی بیا&lt;br /&gt;در مورد بسیجی‌ها برام پی‌ام اومده که بسیجی‌ها فلانن و بهمان&lt;br /&gt;سیندرلای من؟&lt;br /&gt;یکی نیست در دهن این حرف مفت‌زن‌ها رو گل بگیره! اگه اون بسیجی نبود که الان تو (اون حرف مفت‌زن، اونی که این تفکر رو ایجاد کرد) ...........&lt;br /&gt;سیندرلای من؟&lt;br /&gt;هیچی. دلم تنگ بود، کلی باهات حرف داشتم اما خب یه زمانی زمان داشتیم اما ......</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 05:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bluetooth&amp;postid=181</comments>
<dc:creator>bluetooth</dc:creator>
<guid>http://bluetooth.blogfa.com/post-181.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما داریم میاییم</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/post-180.aspx</link>
<description>
چه نازنین‌هایی دادیم،&lt;br /&gt;چه شهدایی،&lt;br /&gt;چه گلهایی،&lt;br /&gt;آیا فقط بسیجی‌ها درک میکنند؟&lt;br /&gt;همیشه غبطة* خوردم، چقدر آسمونی بودند.&lt;br /&gt;بغض میکنم&lt;br /&gt;خدایا؟ بذار منم باشم....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدایا؟ دست دشمنان و وطن‌فروشان رو که خون این‌ عزیزان رو پایمال میکنند، از این مملکت کوتاه کن.&lt;br /&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;کلیک کنید: &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=Q0PURBbxinI&quot; target=&quot;_blank&quot; title=&quot;کلیپ کربلا کربلا ما داریم میاییم&quot;&gt;کلیپ کربلا کربلا&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;زیرنویس:&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;* غبطة. [ غ َ طَ ] (ع مص ) آرزو بردن به نیکویی حال کسی بی آن که زوال آن از او خواهد. رشک نمودن و آرزو بردن به حال کسی بی آنکه زوال آن خواهد از وی. (لغتنامه‌ی دهخدا)&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 07:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bluetooth&amp;postid=180</comments>
<dc:creator>bluetooth</dc:creator>
<guid>http://bluetooth.blogfa.com/post-180.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گریپ فروت - شهریور ماه ۸۸</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/post-179.aspx</link>
<description>
از پاسخ به نظرات:&lt;br /&gt;.... سلام، میخوام بهتون سلام کنم، آدم با انصافی هستید. کاملا باهاتون موافقم، احمدی‌نژاد قدیس نیست، (اصلا من خودم از تصمیماتش صدمه دیدم! اما همونطور که گفتید و چقدر قشنگ گفتید &quot;احمدی نژاد بی اشتباه نیست , اما واقعاً هوشمنده . احمدی نژاد کاری کرد که هیچکدوم از سیاست مداران قبلی نکردن . احمدی نژاد از خود مایه گذاشت&quot;)&lt;br /&gt;بهترین گزینه بود، من به اون رای دادم چون تشخیص دادم که موسوی و کروبی از بیگانه خط میگیرند و رضایی هم مهره‌ی شناخته شده‌ی سیاستمدار پیر بود.&lt;br /&gt;درآمد خانواده‌ی ما بخاطر عملکردهای احمدی‌نژاد (که بخشیش ارثیه‌ی - مصوبات - دولت قبلیش بود) خیلی پایین اومده اما، اما منافع ملی بر منافع شخصی مقدم‌تره.&lt;br /&gt;ما توی همین خانواده‌ی کوچکمون (منظورم پدر و مادر و برادرهام) بازنشسته نداریم! اما اصرار دارم با این شرایط بگم: بشکنه دستی که نمک نشناسه! همین (اشاره به پست اخیر یکی از دوستان در مورد حقوق بازنشستگان)&lt;br /&gt;خدا خودش گفته: انسان گمراه رو گمراه‌تر میکنه، مگر اینکه ازش بخواد به راه راست هدایتش کنه!&lt;br /&gt;احمدی‌نژاد مظلوم واقع شده و برای همینه که یکبار اشاره کردم شماها (مخالفین) دارید بزرگش میکنید! و کردید، مظلوم محبوب‌تره.&lt;br /&gt;.... در مورد طرفداری از شخص هم یه نکته بگم بقیه‌ی دوستانمون هم بدونن.... من آدم پرست نیستم! وقتی شجر بی انصاف شد باید جلوش ایستاد! الانم میگم بهش: خودتو خراب کردی، مثه اون قبادی وطن فروش که شد تریبون بیگانه! آدمی که از صدقه سر این حکومت شد بهمن قبادی!&lt;br /&gt;اما خوبه باید این اتفاقات بیوفته تا یادمون نره! ما یکتاپرستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترویج بهاییت؟ در مازندران؟ ترویج؟&lt;br /&gt;اونم به روشهای معمولشون؟ از راه بحث و نظر؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انگاری ماه داره از پشت ابر بیرون میاد!&lt;br /&gt;باید خوشحال باشم؟ نه، چنان ضربه‌ای خوردیم که....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز صبح ۶ رمضان میخوندم:&lt;br /&gt;در قیامت، همه در برابر خدا ظاهر می‌شوند؛ در این هنگام، دنباله‌روهای ضعیف و نادان به رهبران مستکبر گمراه خود می‌گویند: ما پیروان شما بودیم؛ آیا اکنون که بخاطر پیروی از شما گرفتار مجازات الهی شده‌ایم، شما حاضرید سهمی از عذاب الهی را بپذیرید و بار عذاب ما را سبک کنید؟ آنها می‌گویند: ولی کار از این‌ها گذشته است، چه بی‌تابی کنیم و چه شکیبایی، تفاوتی برای ما ندارد؛ راه گریزی برای ما نیست؛ اگر خدا ما را هدایت کرده بود، ما نیز شما را هدایت می‌کردیم.&lt;br /&gt;(آیه‌ی ۲۱ سوره ابراهیم، قرآن)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میدونی چقدر نوشتم؟&lt;br /&gt;همش پاک شد، حرف‌های خوبی از مغزم در اومد!&lt;br /&gt;یکیش تحلیل روش تبلیغی انتخابات اخیر و شباهتش به روش تبلیغی بهاییت.&lt;br /&gt;کاملا تجربی روش های بهاییت رو لیست کرده بودم اما خوب انگار خدا نخواست.&lt;br /&gt;یک آدرس رایانامه به من بدید اگر نشد توی بلوتوس این بحث رو باز کنم برای شما نظرات و عقایدم رو بفرستم.&lt;br /&gt;....باید قوی بشم و توی تله‌ی گرگ‌ها نیوفتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دوستان:&lt;br /&gt;اون نقل معروف که از معصومه میگه : &quot; مومن هرگز کاری نمیکنه که عذر بخواد &quot;&lt;br /&gt;[اضافه کنم اگر اشتباهی کرد حتما باید عذرخواهی کنه، این نظر منه]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینم واضح:&lt;br /&gt;بشکنه دستی که نمک نشناسه! یعنی دست کسی که اصطلاحا میگن نمک نشناس است، بشکند.&lt;br /&gt;حالا کی نمک نشناسه؟، کی دیکتاتوره؟، کی راست میگه کی دروغ؟ هر کسی برداشتی داره، شما هم نفرین من رو سخت نگیر، خداوند آمرزنده و مهربان است، عزیز دل من خداوند می‌فرماید: روز حساب هر کس مسئول اعمال خود است حتی پدر یا پسر هم نمیتوانند حساب اعمال و گناه یکدیگر را پس دهند، دوست عزیز‌تر از جان، فکرت مستقل باشد، این توصیه کاملا برادرانه است.&lt;br /&gt;خداوند هم خواهان تفکر توست.&lt;br /&gt;خداوند هم خواهان رد شیطان و وسوسه هایش از طرف عزیزش، عزیزی که از روح خود در او دمیده است می‌باشد.&lt;br /&gt;قرآن بخوان نه عربی(البته آنهم معجزه می‌کند) که ما ایرانی ها نمیفهمیمش، فارسی، معنی اش را بخوان، بسیار سودمند است.&lt;br /&gt;انشاء الله همه‌ی ما در راه راست باشیم، دروغ بستن به خلق خدا آنهم نسنجیده بد گناهیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نظرتون راجع به پست‌های قرآنی چیست؟ (لطفا همه نظرشونو بگن)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از پاسخ به نظرات:&lt;br /&gt;.... خوشحال میشم که بیای، نظر مهم نیست. نظرت مهمه و محترم(مرسی) اما باید بیشتر منو بشناسی اونطور که توی ذهنت شکل گرفتم نیستم، اینقدر عقلم میرسه که ندیده و نشناخته تر و خشک رو با هم نسوزونم.&lt;br /&gt;ازت میخوام مستقل باشی، حتی اگه مسیرت سبزه، سعی کن سبزیش به سبزیه این سبزها نباشه. ....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از پست‌های شما:&lt;br /&gt;&quot;به من گفتند :&lt;br /&gt;راه این است&lt;br /&gt;چاه این است&lt;br /&gt;و من آن را نکردم گوش&lt;br /&gt;و از راه دگر رفتم&lt;br /&gt;و اکنون بر هدف هستم.&quot;&lt;br /&gt;از وبلاگ افق روشن - الهام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از پاسخ به نظرات:&lt;br /&gt;.... با نظرت تا قبل اظهار نظرت راجع به قرآنی‌ها موافقم!&lt;br /&gt;الحق تند رفتی، نگذار این حرف‌ها دل کافران و دشمن مومنین رو شاد کنه.(اونوقت کافران تو رو از خودشون میدونند) میدونم که اونقدر فهمیده هستی که متوجه‌ی منظورم شده باشی. خیلی باید مراقب بود، خدا دانا و شنواست.&lt;br /&gt;میدونم سخته برات پذیرفتن این وقایع، اما قرآن یه اتفاق معمولی نیست، خیلی باید حواسمون جمع باشه، خیلی.&lt;br /&gt;تو باید نگران اون آدمایی باشی که قرآن رو طاقچه‌شون نیم وجب خاک داره.&lt;br /&gt;مرسی،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سیندرلای من؟ سلام&lt;br /&gt;میخواستم برای طلب بخشش دیشب بهت پیامک بزنم، اگر بدی‌ای دیدی حلالم کنی، گفتم شاید بیدار نباشی و شایدم باعث شوم روزه‌ات را در قطار سبز بشکنی و جواب پیامکم را بدهی!&lt;br /&gt;سیندرلای من؟ خوبی؟ یادت می‌آید قبل از اینکه سر به بیابون بذارم و نباشم با هم این اواخر چه میگفتیم؟ یادت می‌آید از نوشته‌ای گفتم که آبروی من هم تحت تاثیر قرار میداد؟ از تو خجالت میکشیدم، یادت هست نویسنده‌اش که بود و موضوعش چه بود؟&lt;br /&gt;سیندرلای من؟&lt;br /&gt;به تازگی فهمیدم که موضع موضوع نامه و نویسنده الان هر دو یکیست، بر قطاری سوارند که تو هم مسافر آنی. موضوع نامه خط و نشان کشیده برای من، نویسنده‌ی نامه همانی که خوار و خاشاک موضوع نامه رو زیر سوال برد، برایم سینه سپر میکند! ندیدی؟ اصلا یادت هست؟&lt;br /&gt;سیندرلای من؟ دوستت دارم. از قطار شیاطین پیاده شو، قبل از اینکه با چوب و جسم این کلاشان بسوزی!&lt;br /&gt;همون مت سابق&lt;br /&gt;[هر کسی حدسی زده که سیندرلا کیه اما فقط یه نفر میدونه سیندرلا کیه، لطفا فکر بیجا نکنید]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طالب سبزم نه آن سبز ریا&lt;br /&gt;سبز هم بازیچه شد مهدی بیا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر کی از این شعار ناراحت میشه، یه جوری به من اطلاع بده (بهتره توی نظرات باشه) و تعداد دوستان یا اطرافیانی هم که ناراحت شدند بگه. کار دارم حالا شما بگین.&lt;br /&gt;از همکاریتون پیشاپیش متشکرم. مرسی&lt;br /&gt;البته اونایی هم که خوششون میاد سکوت نکنند و بگن، حتما.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از پست‌های شما:&lt;br /&gt;&quot;رنج قفس بجای خود/اما عقاب را/ پرواز کلاغ بی سروپا پیــــــــــر می کند.&quot; از قول فرزند شهید. وبلاگ روشنا
</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 06:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bluetooth&amp;postid=179</comments>
<dc:creator>bluetooth</dc:creator>
<guid>http://bluetooth.blogfa.com/post-179.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ستاره‌ی شب شکن</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>
به نام خداوند مهربان و بخشنده&lt;br /&gt;سوگند به آسمان و ستاره‌ی شب شکن!(۱)&lt;br /&gt;آیا می‌دانی ستاره‌ی شب شکن چیست؟(۲)&lt;br /&gt;آن ستاره‌ی درخشانی است که تاریکی‌ها را می‌شکافد!(۳)&lt;br /&gt;به این آیت بزرگ الهی سوگند که هر کس مراقب و محافظی دارد!(۴)&lt;br /&gt;انسان باید بنگرد که چگونه آفریده شده؟!(۵)&lt;br /&gt;از آبی جهنده،(۶)&lt;br /&gt;آبی که از میان پشت و سینه‌ها خارج می‌شود.(۷)&lt;br /&gt;خدایی که انسان را از چنین چیز پستی آفریده باشد مسلما می‌تواند او را دوباره بازگرداند.(۸)&lt;br /&gt;در آن روز که اسرار نهان انسان نمایان می‌شود،(۹)&lt;br /&gt;و هیچ نیرو و یاوری برای او نمی‌ماند.(۱۰)&lt;br /&gt;سوگند به آسمان پر باران،(۱۱)&lt;br /&gt;و سوگند به زمین پر شکافی که گیاهان از آن سبز میشوند،(۱۲)&lt;br /&gt;که این قرآن حق را از باطل جدا می‌کند،(۱۳)&lt;br /&gt;و هرگز شوخی ندارد.(۱۴)&lt;br /&gt;اگر آنها پیوسته حیله کنند،(۱۵)&lt;br /&gt;من هم در برابر آنها چاره می‌کنم.(۱۶)&lt;br /&gt;حال که چنین است به کافران اندکی مهلت ده تا سزای اعمالشان را ببینند!(۱۷)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترجمه‌ی فارسی، سوره‌ی طارق (ستاره‌ی شب شکن) ، قرآن.
</description>
<pubDate>Mon, 07 Sep 2009 14:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bluetooth&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>bluetooth</dc:creator>
<guid>http://bluetooth.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گریپ فروت - مرداد ماه ۸۸</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>
ساعت ۱۴ امروز شنبه ۳مرداد به تهران رسیدم.&lt;br /&gt;دو تن از دوستان نظری گذاشتند که بنا به سنت دیرینه اول به اون ها برسم:&lt;br /&gt;جواب کامنت ها:&lt;br /&gt;.... باید حساس بود نه احساسی. شاید اگر همچون من درون زنجیره ی سبز، حساس بودید! احساسی رای نمی انداختید! من میدانم که برای شما شنیدن عربده ی هم نوع خود(جنس مونث) و شنیدن توهین و فحاشی از سوی ایشان(همان جنس مونث) چقدر شرم آور است.(البته این دلیلی نیست برای اینجوری بودن اوشون، اما حداقل تبلیغ که بود!!!!)&lt;br /&gt;شما هنوز صدای ۲۴/۵ میلیون را نشنیدید ....&lt;br /&gt;باید حساس بود نه احساسی.&lt;br /&gt;ماه هم گاهی از پشت ابر بیرون خواهد آمد [گل]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سر میرزا بر نیزه!&lt;br /&gt;شادی کننده ها هم از ما هستند! از خون ما! زیر پرچم ما&lt;br /&gt;میرزا؟&lt;br /&gt;نسل وطن فروشان همچنان باقیست.&lt;br /&gt;کاش من هم در راه ایران و با غیرت ایرانی بمیرم.&lt;br /&gt;میرزا؟&lt;br /&gt;دشمنان، غیرت مردان تو را دیدند و به بی غیرتی شهره شان کردند!&lt;br /&gt;اس ام اسش میاد! از همان خودی ها&lt;br /&gt;همه ندانند من یکی دانستم که غیرتت مثال زدنی بود.&lt;br /&gt;سرداری از رشت، قشم را از چنگ بیگانه رها ساخت. این را هم میدانم. رشت کجا؟ قشم کجا؟&lt;br /&gt;کاش من هم جاودانه بمانم. در راه ایران&lt;br /&gt;(به تاثیر از قسمت چهارم سریال در چشم باد)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سفرنامه ی سفر جدید منتشر نخواهد شد: مسیر تهران، اصفهان، شهرکرد(و کوهرنگ)، سد زاینده رود، چادگان، خوانسار، گلپایگان(و گوگد)،آبگرم محلات، تهران.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نظراتم برای پست های شما: &lt;br /&gt;جو گیر شدیم. آلت دست ثروتمندان و قاچاقچیان و وطن فروشان شدیم. ما مستحق داشتن رئیس جمهور مردمی نیستیم. ما همیشه ثابت کردیم بیگانه پرستیم و در این راه دلاوران این سرزمین از میرزا و دلواری گرفته تا ......... .&lt;br /&gt;بالاخره تخم ترکه ی این همه ایرانی وطن فروش الان کجایند؟ نداریم؟ داریم وطن فروش شاخ و دم نداره! مثه من و شما ادعای وطن دوستی میکنه! اما چطور میشه تشخیص داد؟ جواب دارم اما جاش اینجا نیست.&lt;br /&gt;مگر نمیشود جور بهتری برای آینده ی بهتر جنگید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.... نبوی چه آبروی میرحسین رو برد! تقلب نشده اما من حاضر به خیانت نیستم چقدر این حرف خنده داره! خدایا چه میکنی با اینها؟ فرموده بودی : مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین (آل عمران ۵۴)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم معنی دروغ رو فهمیدیم هم اینکه جو با ما چه کرد! واقعا فهمیدیم؟! من که فهمیدم. اما هنوز زوده! نه خیلی زود دیر میشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نظراتم برای پست های شما: &lt;br /&gt;نمی دونم شاید در این مورد پست زدم که:&lt;br /&gt;در عروسی ها زنان با اصرار زیاد، مردان را به محافلی می برند که زنان دیگر و البته دختران حالتی غیر معمول دارند! این، یعنی مرد رو بردن لب چشمه و تشنه نگهداشتن است.&lt;br /&gt;این یه تناقض هستش! حداقل در فرهنگ قشر متوسط به پایین ایران.&lt;br /&gt;نتیجه اش چه خواهد شد: چشم های گردان!&lt;br /&gt;البته زنان هم کلی پول به آرایشگر یا بوتیک می دهند که فوق العاده باشند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نظراتم برای پست های شما: &lt;br /&gt;به رنگ خدا دعوت کردم اما انگار حنایم یا حنایش رنگی نداشت در نظر همون رنگ زده ها! کاش رنگشان حداقل رنگ خودشان بود نه رنگی که دیگران بر پیکرشان زدند.&lt;br /&gt;از رنگ صداقت و بی رنگی نگو، از رنگ خدا بگو که مضاعف حسن دارد یکیش آرامش.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.... حالا نوبت شکستن سکوت ماست.&lt;br /&gt;موج قانون آمد.&lt;br /&gt;الله اکبر (نه الله و اکبر!)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از پاسخ به نظرات:&lt;br /&gt;.... زبونمو ببین مو درآورده، حنامم ببین چون سبز نیست رنگی نداره! ....&lt;br /&gt;من عاجز نشدم اینقدر آدمای سبز دورو برم هستند که الان، همین الان اینقدر من رو تحویل میگیرند بیشتر از میرحسین! &lt;br /&gt;توی زمان انتخابات هم محبوب بودم؛ میون بچه ها توی یک فست فود بحث کاندیدا شد یه غریبه هموطن میانسال شمالی که البته مخالف هم بود به دوستانم گفت: قدر این دوستتون رو بدونید احمدی نژادی اینطوری ندیده بودم! به هر حال این حرفا گفتن نداره! فقط گفتم که بدونین هنوز درمونده نشدم! و این درخواستمم برای اینه که بهتر باشم. ....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.... من اینجا هر جور حرف زدم یکی شلوغش کرده گند زده به افکار بقیه! سربسته هم که صحبت میکنم یا کسی نمیفهمه یا بحث دوباره به انحراف کشیده میشه! .... &lt;br /&gt;۲ سال خودش یه عمره! اینهمه نقد رفتارهای غلط اجتماعی کردم بعد ۲ سال اومدم پستی نوشتم که همش همون دغدغه ها بود، نقد خودم بود، فریاد درونی بود اینجور کردن با من ...&lt;br /&gt;.... گند زد به افکار بقیه! بحث به سیب زمینی خیار کشید! من وادارش کردم به تفریط؟ یا افراطی بود؟&lt;br /&gt;.... اصلا این جور آدما برام ارزش ندارند یعنی تاثیری روی روند اعتراض و انتقادم نخواهند داشت، .... حرف های من همینه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&quot;فقط یک سیاستمدار در لباس سیاست زیباست نه یک هنرمند.&quot; مت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از قسمت ششم سریال در چشم باد:&lt;br /&gt;&quot;تا چشممون به دست اجنبیه وضع همینه و همین&quot; خالو قربان بی مرام&lt;br /&gt;کی میخواد این چشممون سالم باشه؟ بدبخت شیرین عبادی! دستهایی که جایزه‌ی جنسی! رو تقدیم میکنند و چشم هایی که به این دستهاست.&lt;br /&gt;و دهن هایی که سوت میکشند که افتخار ایران است.&lt;br /&gt;بیاییم یک روز به بیگانگان فکر نکنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دلم سوخت برای مهرداد اصلانی&lt;br /&gt;ظریفی اشاره کرد که در قرآن خداوند ماجرای دادگاه الهی رو که متهمانش همدیگر رو مقصر بیان میکنند کرد که پیرو(ابنجا اصلانی) میگه ایشون(ابطحی) رئیس من بود گول خوردم، ابطحی و میارن میگه خدا؟ مگه به اصلانی عقل ندادی؟ اختیار ندادی؟ خوب این میتونست گول نخوره!!!&lt;br /&gt;کسی میتونه این آیات رو برام پیدا کنه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از وبلاگ شما: زندگی یعنی روان بودن ِ حس ِ سادگی و بی آلایشی در تمام مویرگ های ِ بدن ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲ یا ۳ وزیر زن! تبریک به فمینیست‌های ایران!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از پاسخ به نظرات:&lt;br /&gt;.... فمینست و فمینیست بازی در اسلام اصلا معنا نداره (یعنی در خودش داره)، هر چند ایران ما اصلا اسلامی نیست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکثریت وزرا شمالی اند! چرا؟</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 14:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bluetooth&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>bluetooth</dc:creator>
<guid>http://bluetooth.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خسی در میقات (مکه)</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>
۱۰ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساعت ۱۵، ۱۵:۳۰ عصر دیروز مراسم وداع با مدینه داشتیم، ۱۷، ۱۷:۳۰ در میقات مدینه مسجد شجره، قبل اذان ۱۸، ۱۸:۳۰ محرم شدیم، لبیک گفتیم، ۱۹:۳۰ حرکت به سوی مکه، ۱:۳۰ صبح امروز رسیدیم هتل، از ۲:۳۰ تا ۴:۳۰ طواف، نماز طواف، سعی صفا و مروه، تقصیر کردیم، نماز صبح سجده‌دار را جماعت خوندیم، اما دوباره فرادی خوندیم، طواف نساء و نمازش، یک ساعت و نیم طول کشید، کعبه باورنکردنیست، فاصله تا کعبه زیر یک و نیم متر بود [به نظر میرسید] عجب سعادتی، شکرت خدا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۱ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیشب، ساعت ۲۱:۳۰ به مسجدالحرام رفتیم، به امید خلوتی، اما خلوت نبود، اما میشد طواف از نزدیک داشت، عجب شبی، اینجا کعبه، اینجا مکه ساعت ۲۴ شهر زنده‌س، مثه روز روشن، شیطان عجب قدرتی دارد اینجا، هرجا مومن هست شیطان اونجاست، محمد امین، رسول خدا هجرت کرد؟ شیطان عجیب اینجا جولان میدهد، خدا همه جا هست، اینجام هست. طواف با احرامی(لباس احرام) چیز دیگریست، سبک، انگار داری بال درمیاری، دور اول خسته، دور دوم خسته، وای دور سوم به بعد انرژی، لا قوت الا بالله... &lt;br /&gt;طواف دیشب با لباس عادی بود، کو همی گفت ای خدا و ای اله، تو کجایی تا شوم من چاکرت؟ چارقت دوزم کنم شانه سرت؟ مولانا؟ یادت کردم، روحت شاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۲ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز صبح رفتیم مناطق مهم مکه رو ببینیم، کوه ثور که غار ثور هم اونجاست، مسیر هجرت پیامبر و ماجرای تار عنکبوت و لونه‌ی پرنده، عرفات، محل تجمع حاجیان، مشعر، گذر از منا، جبل نور غار حرا، قبرستان ابیطالب، دیدنی بودند. دلم نمیخواد از اینجا برم، اینجا چیز دیگریست اما مدینه چیز دیگری بود. &lt;br /&gt;نماز مغرب، افتخار میکنم اینجام، افتخار میکنم به این خانه نماز میخونم، با تمام وجود، ذره ذره‌ی بدنم افتخار میکنم که مسلمانم، یا حداقل برچسب مسلمانی دارم. اگر محمد، الکی بود! قرآن تخیل‌ش بود، بعد ۱۴۰۰ سال هنوز عزیز بود؟ پس شک و توهمتو ببوس بذار کنار، لعنت بر شیطون.&lt;br /&gt;عظمتو ببین یه گوششه، من و چندین هزار نفر یا بیشتر اینجا، یه عده تو مدینه ، یه سری تو مصر و ترکیه و ایران، یه سری تو اندونزی و مالزی، در یه مدت معین همه به سوی کعبه نماز میخونیم، هر روز ۷بار، کدوم دینی همچین انسجامی داره؟ به خدا این اصله، ابراهیم و اسماعیل مسلمون واقعی بودن، عرب بودن؟ اسلام چطور به مالزی رسید؟ چطور؟ ای خدا... زبونم نمیچرخه، فقط فکر کن. حالا تونستی شک کن، انکار کن، ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۳ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی از اینجا رفتیم، بعد نمازهای صبح، ظهر و عصر، مغرب و عشاء به زیارت کی برم؟ یعنی میشه دوباره بیام؟ بد جور غصه‌ام گرفته. خدایا حسرت اومدن به اینجارو(مکه و مدینه) به دلم نذار.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۴ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیشب نماز مغرب و عشاء به جماعت و بعدش طواف و نماز مستحب برای خودمو به نیابت از دوستان و آشنایان. امروز صبح هم جلسه‌ای پر بار از روحانی کاروان.&lt;br /&gt;وای عجب خاطره‌ای شد امروز عصر، از ساعت ۱۶ تا ۲۱ مسجدالحرام بودیم، طواف آخرو نماز مغرب و عشاء. خدا قسمت کنه بازم بیام به خونه‌ش، [ساعت]۴ صبح فردا خدا بخواد به سمت جده و فرودگاهش، آدم جد ماست و حوا جده‌ی ما، قبر حضرت حوا اونجاست، اما ما فقط فرودگاهشو خواهیم دید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۵ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقت رفتنه، یک ساعت و بیست دقیقه از مکه به جده. ۳ساعت از جده به تهران، یک و نیم ساعت از عمر یهو پرید![(اختلاف ساعت)] دیگه غروب شده! دیشب نمازمو کجا خوندم، بغضم تو یه چشم به هم زدن شکل گرفته و ترکید، وای خدا، چقدر تغییر کردم، انگار تازه از صفر شروع شدم، یک ری‌ست بی نقص، ای کاش به همین شکل تازه بمونم.&lt;p&gt;_________________&lt;/p&gt;&lt;p&gt;زیرنویس:&lt;br /&gt;یک: هنوز هم وقتی اینارو مینوشتم و این جملات رو میخونم اشک میریزم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دو: حضور شیطان کاملا حس میشد. خیلی به سراغ انسان میومد، شک و تردید از ابزارهای قوی ای بود که استفاده میکرد.(با اینکه خدا هم اونجا بود، خانه ی خدا بود)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سه: قدیما اگر میخواستم توی پارک، بین راه، جلوی مردم، نماز بخونم خجالت میکشیدم. اما الان با افتخار توی هر محفلی و جایی، نماز میخونم. بدون خجالت و با افتخار&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و اما یک خاطره: در تهران، اذان شده بود و وقت نماز ظهر و عصر، رفتم برای نماز از نگهبان مجتمعی در بالابالاهای شهر تهران سوال کنم و در نمازخانه اش نماز بخونم، نگهبان به قدری متعجب بود که انگار براش باور کردنی نبود! چرایش را نفهمیدم!!! اینم از ایران اسلامی!!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چهار: اینکه خونه‌ی خدا در اختیار ایرانی ها نیست نمیدونم چرا خوشحالم! احساس میکنم اگر بود قدرش نمیدانستیم! و یه جورایی مثه حرم امام رضا میشد!!! مهم اینه که خدا همه جا هست و مهم تر از اون اینه که توی دل ما خونه داشته باشه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پنج: روحانی کاروانمان خوشبختانه مداحی بلد نبودند(روضه خونی) و بسیار پخته و اندیشمند بودند. یادش بخیر، روحانی دوست داشتنی هم داریم! (دیگه توی خونه ی خدا از امامان بزرگوار طلب کردن و روضه خواندن و زیارت عاشورا!!!! برای ایشان(امامان) اصلا به نظرم صحیح نیست! باز هم جای اصل و فرع عوض شد! اما یاد این امامان همیشه گرامی)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شش: از خدا میخوام حتما حتما دعوتتون کنه به خونه‌ش. اونجا رفتین حتما از من یاد کنین، به یاد شما بودم...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a title=&quot;خسی در میقات (مدینه)&quot; href=&quot;http://bluetooth.blogfa.com/post-174.aspx&quot;&gt;مطلب مرتبط&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 13 Aug 2009 12:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bluetooth&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>bluetooth</dc:creator>
<guid>http://bluetooth.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فراخوان نقد من</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/post-175.aspx</link>
<description>&quot;حقیقتشو بگم؟ گاهی خیلی[افراطی هستی]. ناراحت نشو ازم. وقت دفاع از عقاید درستت به گونه‌ای عمل میکنی که طرفت تو موضع تفریط قرار میگیره.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درخواست من:&lt;br /&gt;لطفا اگر هنگام بحث با من چنین تجربه‌ای داشتید، در قسمت نظرات شرح دهید، لطفا با جزئیات باشد. خیلی خیلی مرسی.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگر هم راه حلی دارید، بفرمایید، همه استفاده میکنیم.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 15:06:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bluetooth&amp;postid=175</comments>
<dc:creator>bluetooth</dc:creator>
<guid>http://bluetooth.blogfa.com/post-175.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خسی در میقات* (مدینه)</title>
<link>http://bluetooth.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description>
۴ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[ساعت] ۲۳ پرواز، ۳:۳۰ در هتل. دو ساعت و نیم مدت پرواز.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۵ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیروز شنبه فکری بهم القا شد که خدا خشن‌تره اینجا [(عربستان)]، یعنی سخت گیرتره، اما امروز یکشنبه اصلا چنین احساسی نداشتم، احساس سبکی، حس اینکه خیلی بهم نزدیکه، دوستم داره، اینجا نمیدونم حضرت محمد چه کرده که زائر رو مستقیما متوجه ی خدا میکنه، انگار خودش یعنی آرامگاهش هم رسالتشو ادامه میده، توی این دو روز بیش از محمد متوجه ی خدا بودم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۶ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاش اینجا [(مدینه)] زندگی می کردم. میدونم که خیلی دلتنگ اینجا میشم. فقط خدا. کاش زادگاهم اینجا بود، کاش زادگاهم مثه اینجا بود. امروز یاد گرفتم که نماز رو اول وقت و با طمانینه بخونم، عاشق خدا شدم، فقط خدا. دوستش دارم. احساس میکنم پوست تنم سفید شده، نمیخوام از مود اینجا در بیام، همین...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۷ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جریان مسجد شیعیان، مباهله. برای دیدن و تجربه کردن بد نبود، اما... ثواب جماعت مغرب مسجدالنبی از کف رفت. کمی مضطربم، دارم نزدیک میشم به روزی که ۷ عمل رو باید انجام داد، به خدا نزدیک شد، به جایی که همه ی مسلمانان به این نقطه نماز میخوانند. احساس میکنم تا اینجا خوب بهره نبردم از سفر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۸ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز جسمم خسته بود، اما فکر میکنم روحم تازه است، هنوز مدینه ایم، اما دلم واسش تنگ شده، محمد امین، چه کردی که اینقدر عزیزی پیش خدا؟ چه کردی؟ مگر تو همون بنده ی ساده نیستی؟ آهان من هنوز اونقدر ساده نیستم انسان معمولی ای نیستم که پیش خدا از عزیزترین انسانها باشم، باز هم میخوام بیام اینجا، خدایا توی سرنوشتم ازین سفر بگونجون، بازم میخوام. چقدر بعد از تو، خودت رو شکر میکنم که همچین پدر و مادری بهم اعطا کردی که با قدرت تو منو به این راه و به اینجا آوردن، لا قوت الا بالله...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۹ اپریل ۲۰۰۹&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صبح: خواب موندم، نماز جماعت صبح رو از دست دادم، حیف، روز آخر هم بود، خدا همه جا هست...&lt;br /&gt;&lt;p&gt;_________________&lt;/p&gt;زیرنویس:&lt;br /&gt;یک: حج عمره. این نوشته ها کاملا سوغات آنجاست، بدون دخل و تصرف، شاید خصوصی و نامانوس باشند اما واقعی اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو: ماجرای مسجد شیعیان این بود که به عنوان توری جمعی خارج از برنامه برای دیدن مسجدی که توسط فردی (یکی از نوادگان نایب امام زمان در زمان غیبت ایشان) ساخته شده بود رفتیم، مکان باغی بود در چند کیلومتری مسجد النبی که ملک شخصی این فرد بود که سابقه ی مبارزاتی با وهابی ها داشته و اکنون در بستر بیماری بودند.&lt;br /&gt;شلوغ، مقرر شد که نماز مغرب و عشا در اینجا و به سبک شیعی خوانده شود که شیعیان نفسی کشیده باشند! و همانند نقل و نبات صلوات های آنچنانی سر دهند و سر بر مهری گذارند!&lt;br /&gt;طبق معمول آبرویمان حتی جلوی شیعیان عربستان رفت و هنگام تلاوت قرآن یکی از تندروهای ایرانی شیعه که صلواتش کلی مقدمه داشت رو هوار کشید که صدای قاری و یک روحانی ایرانی در آمد که : عزیزان! قرآن تلاوت میشود!&lt;br /&gt;نماز مغرب را خواندیم! برق رفت و خدا ما را مورد توجه قرار داد که از اون فضای تنگ و شلوغ جانی سالم به در بردیم.&lt;br /&gt;ما که پشیمان بودیم. البته نگاهمان هم از اول توریستی بود!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سه: ماجرای مسجد مباهله هم که در قرآن هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;* عنوان به عاریت از عنوان کتاب معروف و مشهور استاد جلال آل احمد &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://bluetooth.blogfa.com/post-176.aspx&quot; title=&quot;خسی در میقات (مکه)&quot;&gt;مطلب مرتبط&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Jul 2009 17:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bluetooth&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>bluetooth</dc:creator>
<guid>http://bluetooth.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
